صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)
96
معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)
آمل ( آرزو ) تعريفى كه از آرزو مىتوان ارائه كرد اين است : عمل مقرون به انتظار براى رسيدن به چيزى كه در آن فايده يا مصلحت آدمى نهفته است . از جهت ديگر ، اميدى است كه در نفس شكل مىگيرد تا به آنچه كه دوست دارد ، برسد . ابن عربى اميد را چنين تعريف كرده است : « طمع بستن به آينده . . . ؛ يعنى علاقه و دوستى آدمى به ادامهء زندگى ؛ و آن اين كه براى او بهرهمندى بيشتر از لذّتهاى حسّى فراهم گردد . به عبارت ديگر ، حرص به ماندن در زندگى دنيا و ترجيح دادن آن بر زندگى آخرت ؛ و خشنود بودن به اين دنيا نه آخرت . ابن مسكويه در الهوامل و الشوامل براى ابو حيّان توحيدى توضيح مىدهد كه آرزو و اميد « هر چند از امور اختيارىاند » امّا « آرزو به اختيار نزديكتر است و اميدگويى مشترك است و گاهى آدمى به رفاه اميد مىورزد ولى تنها كسى كه داراى توانايى و انديشه است ، آرزو مىكند . » گويى مىخواهد چنين بگويد : آرزو و اميد هر دو در حدود اختيار و توانايى انسان به انجام كار و دستيابى به آن است ، امّا متوجّه مىشود كه اميد گاهى خارج از حدود اختيار و توانايى آدمى در به انجام رساندن عملى است ؛ مثلا به وجود آمدن باران و حاصلخيزى در مكانى ، در قدرت آدمى نيست هر چند بكوشد . به نظر او آرزو و اميد ، از ويژگيهاى آدمى است و ديگر حيوانات - جز آدمى - اين ويژگيها را ندارند و از اين صفات بىبهرهاند . سرشت آدمى چنين است كه اميد و آرزو داشته باشد ؛ و حتّى بدون اميد و آرزو قادر به ادامهء زندگى نخواهد بود . چه تعبير خوب و رسايى دارد آن شاعر كه گفته است :